الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

107

إحياء علوم الدين ( فارسى )

حقيقت صبر و معنى آن بدانى ، چه دانستن فضيلت و رتبت ، دانستن صفت است ، و آن پيش از دانستن موصوف حاصل نشود . پس بايد كه حقيقت و معنى آن ياد كنيم . بيان حقيقت صبر و معنى آن ( 1 ) بدان كه صبر مقامى است از مقامات دين ، و منزلى از منازل سالكان . و همهء مقامات دين جز به سه كار انتظام نپذيرد : معارف و احوال و اعمال . پس معارف اصول است ، و احوال نتيجهء آن ، و اعمال ثمرهء احوال . پس معارف چون درختان است ، و احوال چون شاخه‌ها ، و اعمال چون ميوه‌ها . و [ اين ] در همهء منازل سالكان به سوى خدا مطّرد « 19 » است . و اسم ايمان گاهى به معارف مخصوص باشد ، و گاهى بر همه مطلق شود ، چنان كه در اختلاف نام ايمان و اسلام در « كتاب قواعد العقايد » « 20 » ياد كرديم . و همچنين صبر تمام نشود مگر به معرفتى سابق ، و به حالتى قايم كه صبر على التحقيق عبارتى است از آن ، و به عملى كه چون ثمره‌اى باشد كه از آن صادر گردد . و اين دانسته نشود مگر به دانستن كيفيت ترتيب ميان فريشتگان و آدميان و ستوران . چه صبر خاصيت آدميان است ، و آن در فريشتگان و ستوران صورت نبندد - در ستوران به سبب نقصان ، و در فريشتگان به سبب كمال . و بيان اين سخن آن است كه بر ستوران شهوت مسلط است ، و ايشان مسخر آن‌اند ، پس باعث ايشان بر حركت و سكون جز شهوت نباشد ، و در ايشان قوّت آن نيست كه با شهوت مدافعت كنند و آن را از مقتضاى آن باز زنند تا ثبات آن قوّت را در مقابلهء مقتضى شهوت صبر خوانند . و اما فريشتگان مجردند براى شوق حضرت ربوبيت ، و شاد بودن به درجهء نزديكى آن ، و شهوتى كه از آن بگرداند و دور اندازد بر ايشان مسلط نيست تا به مدافعت آن چه وى را از حضرت جلال بگرداند به لشكرى ديگر محتاج شود كه صوارف را بگرداند . و اما آدمى در اوّل كودكى چون ستور بنقصان آفريده شد ، و در او جز شهوت غذا كه بدان محتاج است آفريده نگشت ، پس شهوت بازى و زينت پيدا آمد ، آن گاه شهوت نكاح بر ترتيب . و او را البته قوّت صبر نيست ، چه صبر عبارت است از مقابلهء [ 77 ] لشكرى در مقابلهء لشكرى ديگر كه ميان ايشان جنگ قايم باشد بدان كه مطالب و مقتضيات ايشان متضاد است ، و در كودك جز لشكر هوى نيست ، چنان كه در ستوران . و ليكن حق تعالى به فضل و بسيارى جود خود فرزند آدم را تكريم فرمود ، و درجهء او از درجهء ستوران بلند گردانيد ، و در حال كمال شخص او به نزديك بلوغ دو فريشته بر وى موكل فرمود : يكى راه نماينده ، و ديگرى قوّت دهنده . پس به معاونت دو فريشته از ستوران متميز شد و به دو صفت مخصوص گشت . يكى معرفت خداى و معرفت پيغامبر او ، و « 21 » معرفت و مصلحتهاى او كه به عاقبت متعلق است . و آن همه از فريشته‌اى كه هادى و معرّف است

--> ( 19 ) مطّرد ، جارى و روان . ( 20 ) ربع عبادات ، كتاب دوم . ( 21 ) و دوم .